khiyalekhis

مهتاب یغما
نویسنده : ali navidi - ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ٢۸ فروردین ۱۳٩٢
 

تنهایم
آنقدر که
می توانم ساعت ها با تلفن صحبت کنم
بی آکه شماره ای را گرفته باشم...

مهتاب یغما


 
 
رضا کاظمی
نویسنده : ali navidi - ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ٢۸ فروردین ۱۳٩٢
 

نگران درهای بسته نیستم
باز می شوند همه شان.
نگران توام
که کدام طرف آستانه
می ایستی...

رضا کاظمی


 
 
مهتاب یغما
نویسنده : ali navidi - ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز ٢٦ فروردین ۱۳٩٢
 

تنهایم
آنقدر که
می توانم ساعت ها با تلفن صحبت کنم
بی آکه شماره ای را گرفته باشم...

مهتاب یغما


 
 
شهاب مقربین
نویسنده : ali navidi - ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز ٢٦ فروردین ۱۳٩٢
 

خانه‌ام یک کلید بیش نداشت
به تو دادم
و سرگردان خیابان‌ها شدم...

شهاب مقربین

 


 
 
رسول یونان
نویسنده : ali navidi - ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز ٢٦ فروردین ۱۳٩٢
 

قول بده که خواهی آمد
اما هرگز نیا
اگر بیایی
همه چیز خراب می شود
دیگر نمی توانم
... این گونه با اشتیاق
... به دریا و جاده خیره شوم
من خو کرده ام
به این انتظار
به این پرسه زدن ها
در اسکله و ایستگاه
اگر بیایی
من چشم به راه چه کسی بمانم ؟

رسول یونان


 
 
شمس لنگرودی
نویسنده : ali navidi - ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز ٢٦ فروردین ۱۳٩٢
 

بی سر
خواب تو را می بینم
بی پر
به بام تو می پرم.
انگور سیاهم
به بوی دهان تو شراب می شوم.

شمس لنگرودی


 
 
علیرضا بدیع
نویسنده : ali navidi - ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ٢٤ فروردین ۱۳٩٢
 

چون طفل که از خوردن داروست پریشان
با دوست پریشانم و بی‌دوست پریشان

ابرو به هم آورده و گیسو زده بر هم
چون ابر که بر گنبد مینوست پریشان

مجموعه‌ی ناچیز من آشفته‌ی او باد
آن کس که وجودم همه از اوست پریشان

دست و دل من بر سر این سلسله لرزید
در جنگل گیسوی تو آهوست پریشان

آرامش دریای مرا ریخته بر هم
این زن که پری‌خوست،پری‌روست،پری‌شان ...

با حوصله‌ی تنگ و دل سنگ چه سازم ؟
با دوست پریشانم و بی‌دوست پریشان

علیرضا بدیع


 
 
عمران صالحی
نویسنده : ali navidi - ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱٥ فروردین ۱۳٩٢
 
آدم
به جرم خوردن گندم
با حوا
شد رانده از بهشت
اما چه غم
حوا خودش بهشت است

عمران صالحی
 
 


 
 
کامران رسول زاده
نویسنده : ali navidi - ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱٥ فروردین ۱۳٩٢
 

چشمت را نبند!
این چشم بندی های تو
جهانم را محو می کند...

کامران رسول زاده


 
 
نزار قبانی
نویسنده : ali navidi - ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱٥ فروردین ۱۳٩٢
 

دوستم داشته باش
از رفتن بمان!
دستت را به من بده،
که در امتداد دستانت
بندری است برای آرامش.


نزار قبانی


 
 
حافظ موسوی
نویسنده : ali navidi - ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱٥ فروردین ۱۳٩٢
 

تمام این مسافرخانه‌
از عطر دست‌های تو
پر خواهد شد
...
دهان اگر باز کند 
این چمدان.

حافظ موسوی


 
 
شمس لنگرودی
نویسنده : ali navidi - ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱٤ فروردین ۱۳٩٢
 

خداوندا 
تمام حرفــــــهای جهان یک طرف 
این راز یک طرف . . .
آیات شما
چقدر شبیه 
لبخند اوست.

شمس لنگرودی


 
 
حسین پناهی
نویسنده : ali navidi - ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز ٢۱ اسفند ۱۳٩۱
 

جا مانده است
چیزی جایی
که هیچ گاه دیگر
هیچ چیز
جایش را پر نخواهد کرد
نه موهای سیاه و
نه دندانهای سفید...

حسین پناهی


 
 
کامران رسول‌ زاده
نویسنده : ali navidi - ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ٢٠ اسفند ۱۳٩۱
 

این همه زیبایی که تقصیر تو نیست 
اما
تقصیر توست
که سهم من از این همه زیبایی
خیالی‌ست که هرشب
از موهات می‌بافم

کامران رسول‌ زاده


 
 
سینا علی محمدی
نویسنده : ali navidi - ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱٩ اسفند ۱۳٩۱
 
از باد هم سبقت می گیرم
این بزرگراه
این پدال لعنتی
عجیب فراموشی می آورد
هر چه دورتر می روم
نزدیکتر می شوی
حالا 160کیلومتر در ساعت
دوستت دارم.


سینا علی محمدی

 
 
← صفحه بعد